فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٨٢ - ٥ مخالفت با اعزام لشكر اسامه به سرزمين روم
٥. مخالفت با اعزام لشكر اسامه به سرزمين روم
در روزهايى كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) در بستر بيمارى افتاده بود، مصمم شد كه لشكرى را براى مقابله با لشكر روم كه مرتب مدينه را تهديد مى كرد، اعزام كند، پس از بسيج عمومى، اسامة بن زيد را فرمانده اين سپاه ساخت و به او دستور داد كه هر چه زودتر مدينه را ترك كند و به قدرى در اين كار مصمّم بود كه در همان بستر بيمارى مرتب مى فرمود: «جهّزوا جيش اُسامة، لعنَ الله مَن تخلّف عنه»; «سپاه اسامه را روانه كنيد، خدا لعنت كند هر كس را كه از اين سپاه باز بماند».
در اين هنگام، ياران پيامبر(صلى الله عليه وآله) به دو گروه تقسيم شدند: گروهى اصرار بر رفتن و گروهى ديگر، اصرار بر ماندن داشتند . بهانه گروه دوم اين بود كه بيمارى پيامبر(صلى الله عليه وآله) شدت پيدا كرده است و ما را ياراى مفارقت او نيست. چه بهتر صبر كنيم تا سرانجام كار روشن شود.[١]
شهرستانى جريان را به صورت بسيار كوتاه نقل كرده، امّا طبرى در رويدادهاى سال يازدهم هجرى چنين مى گويد: آنگاه كه ياران پيامبر از فرماندهى اسامة بن زيد، آگاه شدند، او را شايسته اين مقام ندانستند، و حاضر نشدند زير پرچم او به جهاد بروند، وقتى پيامبر از نافرمانى آنان آگاه شد، گفت: او شايسته چنين فرماندهى است و قبلاً نيز درباره پدر او چنين سخن مى گفتيد در حالى كه او نيز شايستگى فرماندهى داشت.[٢]
[١] ملل ونحل، شهرستانى، ج١، ص ٢٩ و ٣٠.
[٢] تاريخ طبرى، ج٢، ص ٢٩.